عمران صلاحی(1325 ش – 1385 ش)

عمران صلاحی در دهم اسفندماه 1325 در امیریه تهران بدنیا آمد.مادرش متولد سمنان و پدرش از اردبیل بود. تحصیل را در 7 سالگی در دبستان صنیع الدوله(قم) آغاز کرد و پس از آن در سال 1335 در دبستان قلمستان(تهران) وسپس در سال 37 در دبستان شهریار و دبیرستان امیر خیزی(تبریز) ادامه داد. نخستین شعر خود را در مجله ی اطلاعات کودکان در سال 1340چاپ کرد. پدر خود را در همین سال از دست داد.

او در اثر (چه روزگار خوشی داشتیم) در مورد خود اینگونه می گوید:

"نامم عمران است و فامیلم صلاحی. نام کوچکم را عمویم مراد انتخاب کرده است؛ از قرآن و سوره آل عمران. ترک ها به من می گویند عیمران و فارس ها گاهی با کسره و اکثرا با ضمه صدایم می کنند. ناشران و مترجمان گاهی گیج می مانند که هرکس هرطوری دوست دارد بنویسد و بخواند.نامم را به لاتین با اِ بنویسند یا با اُ... .

... دهم اسفند 1325 در تهران متولد شده ام؛ چهارراه گمرک امیریه. البته نه وسط چهارراه اگر چه گفته اند خیرالامور اوسطها.و اما زندگی ادبی و هنری من. قدیم ترین شعر و نوشته ای که از خودم پیدا کرده ام، تاریخ پنج شنبه 30/11/1337 را دارد... .

اولین شعرم پاییز سال 1340 در مجله اطلاعات کودکان چاپ شد، به نام «باد پاییزی» که یک مثنوی بود و اینطور شروع می شد؛ باد پاییزی بریزد برگ گل / بلبلان آزرده اند از مرگ گل... .

سال 45 در زندگی هنری من نقطه عطفی بود؛ سرودن شعر نو به فارسی و ترکی، همکاری با توفیق، آشنایی با شاپور."

در سال 52 به همکاری با گروه ادب امروز رادیو به دعوت نادر نادرپور پرداخت و به استخدام رادیو تهران در آمد.در سال 53 انتشار کتاب ”گریه در آب”را داشت و در همان سال با هایده وهاب‏زاده ازدواج کرد.در سال 1355 کتاب ”قطاری در مه” را منتشر کرد.سال 56 انتشار کتاب ”ایستگاه بین راه” را داشت. نمایشگاه مشترک کاریکاتور با پرویز شاپور و بیژن اسدی‏پور در نگارخانه تخت جمشید و شعر خوانی در 10 شب کانون نویسندگان ایران نیز از کارهایی است که عمران صلاحی در همان سال به همراه داشت.

اولین فرزند او به نام یاشار در سال 57 به دنیا آمد. انتشار کتاب ”هفدهم” و سفر به ترکیه ، یونان ، بلغارستان از وقایعی است که در سال 58 با آن مواجه بود.دومین فرزندش به نام بهاره در سال 61 بدنیا آمد و در همان سال کتاب ”پنجره دن داش گلیر” را به ترکی منتشر کرد. در سال 67 گشایش صفحة ”حالا حکایت ماست” در مجله دنیای سخن و مسئولیت نگارش در آن قسمت را به عهده گرفت. در سالهای 70 ،73 و 74 به ترتیب انتشار کتاب ” رویاهای مرد نیلوفری”، انتشار ویژه نامة مجلة ”عاشقانه” در آمریکا و انتشار کتاب ”شاید باور نکنید” در سوئد را در کنار سایر دست آوردهایش همراه داشت.سال 75 پس از بازنشستگی از صدا و سیما به همکاری با گل‏آقا و همکاری با شورای عالی ویرایش پرداخت.

او در سال 77 کتاب های ” یک لب و هزار خنده” و ”حالا حکایت ماست”و در سال 78 گزینة اشعار را به چاپ رساند. همچنین در این سال در 6 شهر کشور سوئد سخنرانی هایی را ایراد کرد. وی در سال 79 کتابهای ” آی نسیم سحری”،”ناگاه یک نگاه”،”ملا نصرالدین”، از گلستان من ببر ورقی” و ” باران پنهان” و در سال 80 ،کتاب‏های ”هزار و یک آینه” و ”آینا کیمی” به ترکی را منتشر کرد. وی همچنین قرار بود ‌"تفریحات سالم"، "طنز سعدی در گلستان و بوستان" و "زبان‌بسته‌ها" (منتخبی از قصه‌های حیوانات به نظم) را منتشر کند.

و بالاخره عمران صلاحی در شب 11 مهر 1385 دار فانی را وداع گفت.

شعر عمران به معنای سنتی و کلاسیکِ کلمه «معنا محور» است. دارای پیامی صریح و انتقادی. صِرف تصویر و یا بازی‌های زبانی اگرچه در کارهایش دیده می‌شود، امّا اصل و اساس کار او را تشکیل نمی‌دهد. حتّی در «موقعیت‌های طنز»ی که ایجاد می‌کند، بیش‌تر به محتوا می‌اندیشد و در واقع «موقعیت طنز» در خدمت نتیجه‌ای است که شاعر می‌خواهد به دیگران بقبولاند. شعر «قوت قلب» و «باز همان» از نمونه‌های بارز این نوع طنز به شمار می‌آید. در این دو شعر، دو موقعیت به تصویر کشیده می‌شود. در هردو موقعیت، واقعیت چیز دیگری‌ست و حقیقت چیز دیگر.

مخاطب از آغاز شعر با واقعیت روبه‌روست، امّا در پایان شعر با حقیقتی که توسط شاعر افشا می‌شود، متوجّه می‌شود که با یک موقعّیت کاملاً طنز روبه‌رو بوده است. طنزی که اگرچه مخاطب را می‌خنداند امّا به شدّت تکان‌دهنده و تأثر برانگیز است .نقطة اوج آثار طنز عمران صلاحی را باید در این‌گونه کارها جُست. آثاری که هم سرخوشی و لبخند را به همراه می‌آورد و هم تفکر و تأمل را بر می‌انگیزد. گاهی اوقات به نظر می‌رسد که عمران بسیاری از اشعاری را که در «گزیدة اشعار طنزآمیز» خود گرد آورده، با قصد و انگیزة طنزآمیز بودن نسروده

بدون هیچ شک و شبهه‌ای عمران صلاحی وقتی طنز را جدی‌تر گرفت متوجّه شد که برخی از آثار جدی او «طنز» می‌توانند نامیده شوند، یا حداقل رگه‌هایی از «طنز» می‌توان در آن‌ها پیدا کرد. البتّه در آثار کسانی که هم در حوزة شعر جدی و هم در حوزة شعر طنز فعالیت می‌کنند، این دو وجهی بودن همواره دیده می‌شود. آثار طنز آن‌ها خالی از جد و آثار جدی آن‌ها نیز خالی از طنز نیست. و درست به همین دلیل اشعار طنزآمیز عمران صلاحی مخاطبی را که صرفاً به دنبال انبساط خاطر است راضی نمی‌کند. کم نبوده‌اند مخاطبانی که با دیدن کتاب «گزیدة اشعار طنزآمیز» او چهره در هم کشیده‌اند و از این‌که اشعار جدی را به جای اشعار طنز به آن‌ها قالب کرده‌اند، دل‌خور شده‌اند. امّا حقیقت ماجرا این است که تلقی عمران صلاحی از «طنز» با تلقی رایج و معمول متفاوت بود. کافی‌ست مخاطب با عالم شاعر نسبتی پیدا کند، آن‌وقت بسیاری از این آثارِ به ظاهر جدی، رنگ و بویی دیگرگونه پیدا می‌کند. البتّه در مقام ذوق و سلیقه می‌توان برخی از این آثار را نپسندید، چنان‌که خود نگارنده نیز در ابتدای این یادداشت، عدم موافقت خود را با نوعی از طنز بیان کرد؛ امّا رد و انکار کلیّت آثار نویسنده‌ای هم‌چون عمران صلاحی را آن هم به این دلیل که «طنز نیست» کاملاً بی‌مورد می‌دانم. البتّه این نکته را هم می‌توان اضافه کرد که «طنز» به معنای معمول و مرسومش در آثار منثور صلاحی نمود بیشتری دارد. انگاری صلاحی آثار منثور خود را با «خودآگاهی» بیشتری می‌نوشت و در هنگام نوشتن چنین آثاری به مخاطب توجه بیشتری داشت.

با نگاهی به کارکرد ادبی عمران صلاحی می توان دریافت که او قالب های گوناگون ادبی را تجربه کرده است. صلاحی در عرصه شعر به سرودن در قالب نیمایی، سپید، گفتارهای کوتاه طنز، مطایبه و لطیفه گویی و در عرصه نویسندگی به داستان و حکایت پرداخته است.

طنز به عنوان یکی از ابزارهای شعری بیشترینه حضور را در اشعار صلاحی دارد به گونه ای که از او در دنیای بیرون و درون شعرهایش چهره ای متفاوت ساخته است. «گاهی اوقات فکر می کنم دو آدم متفاوت هستم. گاهی اوقات هم این دو دوش به دوش هم هستند. اما فکر می کنم شعر را برای خودم می گویم و طنز را برای دل مردم.» موضوعات طنز در شعرهای عمران برگرفته از حوادث و رویدادهای روزانه ای است که با آنها دست و پنجه نرم می کند. طنز زیر دست و پای او ریخته است. تنها زحمتی که برای او می ماند آن است که آنها را جمع کند. او نگاه دقیقی به مسائل و پیرامون خود دارد و هنگامی که این مسائل تناقض آمیز باشد آن را به صورت طنز بیان می کند. صلاحی معتقد است؛ «دنیا پر از تناقض است. مخصوصاً دوره های اخیر، از سخنرانی سران کشورها بگیریم تا راه رفتن در خیابان. حرف ها با عمل جور درنمی آ ید. همه اینها طنز است.«

نکته مهم در ساختار شعرهای آمیخته به طنز عمران این است که عنصر طنز در اشعارش به ویژه در اشعار سپید او جایگاهی متفاوت با دیگر شاعران طنزپرداز دارد. به عبارتی طنز در اشعار صلاحی در محور عمودی شکل نمی گیرد بلکه بیشترینه کارکرد طنز در فرآیند شعرهایش را می توان در محور افقی جست وجو کرد. یعنی صلاحی سعی دارد تاثیرگذارترین قسمت شعرش، جزء پایان بندی شعرش به شمار آید که این خود بر قطعیت بخشیدن اثر می افزاید. اما از آنجا که عمران فارغ از تئوری های مورد نظر شعر می سروده پس نمی توان به خاطر چنین رفتاری در شعرهایش بر او خرده گرفت. او سعی ندارد ارائه گر شعری تکنیکی باشد بلکه سعی دارد با استفاده از کلماتی ساده از وقایعی بزرگ سخن به میان آورد. به گمان برخی همین که شاعری چون عمران با کلمات ساده از رویدادهای پیچیده اجتماعی سخن می راند و در نهایت آن را به طنز می کشد، می تواند به عنوان تکنیکی منحصر به فرد در شعرش به شمار آید. در شعر زیر عمران با قلب حقیقت در مواجهه اعضای خانواده با وقایع، از تلخی حقیقت به زبان طنز پرده برداری می کند.

شب که شد، مرد خانه آهسته

به زنش گفت؛ «از چه می ترسی؟

رعد و برق است این، نه بمباران»

بچه را ناز کرد و گفت؛

«نترس/ اینکه برق گلوله نیست

برق نور ستاره و ماه است

اینکه آژیر نیست، موسیقی ست»

مرد خانه،

قوت قلب خانه بود

و خودش مثل بید می لرزید .

آثار

طنزآوران امروز ایران با همکاری بیژن اسدی‌پور (۱۳۴۹)

گریه در آب (۱۳۵۳)

قطاری در مه (۱۳۵۵)

ایستگاه بین راه (۱۳۵۶)

هفدهم (۱۳۵۸)

پنجره دن داش گلیر (۱۳۶۱، به زبان ترکی آذربایجانی)

رویاهای مرد نیلوفری (۱۳۷۰)

شاید باور نکنید (۱۳۷۴، چاپ سوئد)

یک لب و هزار خنده (۱۳۷۷)

حالا حکایت ماست (۱۳۷۷)

گزینه اشعار (۱۳۷۸)

آی نسیم سحری (۱۳۷۹)

ناگاه یک نگاه (۱۳۷۹)

ملا نصرالدین (۱۳۷۹)

از گلستان من ببر ورقی (۱۳۷۹)

باران پنهان (۱۳۷۹)

هزار و یک آینه (۱۳۸۰)

آینا کیمی (به زبان ترکی آذربایجانی، ۱۳۸۰)

تفریحات سالم

طنز سعدی در گلستان و بوستان

زبان‌بسته‌ها (منتخبی از قصه‌های حیوانات به نظم)

عملیات عمرانی

خنده سازان و خنده پردازان

موسیقی عطر گل سرخ

مرا بنام کوچکم صدا کن

شاید پر بیراه نباشد که بگوییم عدم توجه ما به آثار بزرگان و مشاهیر خود زیان و خسران جبران ناپذیری است که خواسته یا ناخواسته بر پیکره ی جامعه وارد می آورد. باید توجه داشت که تمامی این کتابها تنها برای نسل و دوره ی خاصی نوشته و سروده نشده اند بلکه عظمت و شکوه این آثار را زمانی درک می کنیم که می بینیم با گذشت سالها از زمان سروده شدن چنین آثاری باز هم می توان نمودهایی ملموس از همان مسائل را در جامعه ی مدرن امروزی نیز پیدا کرد.

در دهه های اخیر علی الخصوص بعد از انقلاب شاهد رشد طنز در جامعه ایران و بالطبع در آذربایجان شده است.از جمله طنازان دهه های اخیر در آذربایجان می توان به زینب معمار نوبری معروف به زیبا ناوک، حمید آرش آزاد، ابراهیم نبوی، داریوش کاردان، ناصر فیض و ... اشاره نمود. که امید است شاهد درخشش هر چه بیشتر این عزیزان در ادبیات و طنز باشیم.

هدف این مقال هرچند کوتاه معرفی برخی طنازان مشهور آذربایجان در سده های اخیر و آثار آنها بود. امید که در آینده شاهد نشر کتاب و مقالات بیشمار در این عرصه باشیم.

منابع و ماخذ:

1- آخوندوف، ناظم: آذربایجان طنز روزنامه لری ١٩٢٠٠ - ١٩٠٦ ایللر) ، تهران ١٣٥٨

2- آدمیت، فریدون: اندیشه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده، تهران، خوارزمی، 1349ش

3- آرین پور، یحیی؛ از صبا تا نیما ، تهران، ارغنون، 1375، چاپ سوم

4- اسدی پور ، بیژن /صلاحی ، عمران : طنز آوران امروز ایران– مروارید - 1372

5- اصلانی ، محمد رضا : فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز ـ انتشارات كاروان ـ 1385

6- افشار، ایرج: اوراق تازه یاب مشروطیت و نقش تقی‌زاده، تهران ١٣٥٩

7- امینی ، اسماعیل : خندمین تر افسانه(جلوه های طنز در مثنوی)– تهران:انتشارات سوره مهر – 1384

8- بهزادی ، حسین : طنز و طنزپردازی در ایران:پژوهشی در ادبیات اجتماعی،سیاسی،انتقادی،علل روانی و اجتماعی– تهران:صدوق-1375

9- برگسون ، هانری لوبیی : خنده –،ترجمۀ عباس باقری – تهران:شباویز 1379

10- پژوهشی در باره طنز در شریعت و اخلاق – گروه معارف مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیمای قم-بوستان کتاب 1381

11-جوادی ، حسن : تاریخ طنز در ادبیات فارسی– انتشارات کاروان – 1384

12- حکیم ابوالقاسم نباتی،دیوان اشعار ترکی. حسین محمد زاده صدیق؛ مصحح. تبریز . نشر اختر 1388

13-حلبی ، علی اصغر : تاریخ طنز و شوخ طبعی در ایران و جهان اسلامی -- انتشارات بهبهانی – اول،1377

14- خلج ، منصور : نمایشنامه نویسان ایران ۱ :از میرزا فتحعلی آخوندزاده تا بهرام بیضایی -تهران، اختران ۱۳۸۱

15- داد ، سیما : فرهنگ اصطلاحات ادبی– مروارید 2137

16- دهباشی، علی : سیری در آثار ایرج میرزا. نقل از مجله فرهنگی هنری بخارا

17- سرداری نیا ، صمد : تبریز شهر اولین ها ، تبریز .اختر

18- شیفعی کدکنی ، محمد رضا : ادوار شعر فارسی ( ازمشروطیت تا سقوط سلطنت)– علمی – تهران 1380.

19- صادقی ، ابوالقاسم : سرداران طنز ایران– تهران:گلفام 1371

20- صباغ ایرانی ، مجید: جیغان ویغان . تبریز،نشر اختر 1390

21- صدر ، رویا : برداشت آخر –نشر سخن - 1375

22- صدر ، رویا : بیست سال با طنز –نشر هرمس – 1381

23- صدیق ، محمد حسین : درباره‌ي مضامين افسانه‌هاي آذري رك. هفت مقاله پيرامون فولكلور و ادبيات مردم آذربايجان، تهران، 1356

24- صدیق ، محمد حسین :واقف،‌ شاعر زيبايي و حقيقت،‌ تهران، 1354

25- صلاحی ، عمران : خنده سازان و خنده پردازان– نشر علم 1382

26- فرجیان ، مرتضی: طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب- تهران:چاپ و نشر بنیاد – 1370

27- قشمی ، حسن : ملانصرالدین (جلیل محمد قلی زاده-از مجموعۀ چهره های طنز ایران)) –– تهران:نشر ثالث با همکاری نشر حکایت 1376

28- كسروی، احمد: تاریخ مشروطه ایران، چاپ شانزدهم، تهران ١٣٧٠

29- محجوب، محمدجعفر : تحقیق در احوال، آثار و افکار و اشعار ایرج میرزا، تهران، اندیشه، 1353، چاپ سوم

30- مراقبی ، غلامحسین : نخستین کارکرد گستردۀ طنزسرایی در مطبوعات ایران– تهران:مولف ،1372

31-مراقبی ، غلامحسین : نگرشی بر روزنامه های فکاهی ایران – تهران،آبگینه –1378

32- ملانصرالدین در تبریز – سرداری نیا(تحقیق) – سازمان چاپ و نشر هادی –1372

33- منیب الرحمن؛ شعر دوره مشروطه، ترجمه یعقوب آژند، تهران، روزگار، 1378، چاپ اول

34- مولا پناه واقف،دیوان اشعار تورکی . حسین محمد زاده صدیق؛ مصحح . تبریز . نشر اختر 1388

35- مولانا فضولی: دیوان اشعار . تبریز . نشر اختر 1389

36- مولا محمد باقر خلخالی، ثعلبیه . فرهنگ خاک نژاد ؛گردآورنده .تهران. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی 1384

37- مومنی م. ب: چهار تیاتر میرزا آقا تبریزی.. نشر ابن سینا. تبریز ۱۳۵۵

38- نائبی،محمد صادق: نگاهی به ثعلبیه و چاپ جدید آن . مقاله اینترنتی.1387

39- نجف زاده ، محمد باقز :طنزنویسان ایران از مشروطه تا امروز – تهران 1378

40- نشریه باباشمل ، دوره های مختلف

41- نفیسی ، محمود :رجال آذربایجان در عصر مشروطیت ، تهران 1327 ش

42- یزدانی، زینب : ایرج میرزا؛ تهران، تیرگان، 1383، چاپ اول

43- سایت و وبلاگ های اینترنتی