خواب
اگر مرا اختیاری بود
بار دیگر کفش های کتانیم را به پا میکردم
از سر بازار تا 17 شهریور را
بارهای بار قدم میزدم
میرفتم در کوچه های کاهکلی
سر کلاس آمار
مینوشتم بار دیگر نامه و یا چند سطر خاطره
از دکه قرمز زیر پله
نصفه نانی و قالب پنیری
را چند تکه ای نجویده قورت میدادم
هوس گم شده آن روزها را دارم
دلم برای بچه سادگی ان روزها تنگ شده
کسی مرا به خواب آنروزها میهمان کند!!!
بار دیگر کفش های کتانیم را به پا میکردم
از سر بازار تا 17 شهریور را
بارهای بار قدم میزدم
میرفتم در کوچه های کاهکلی
سر کلاس آمار
مینوشتم بار دیگر نامه و یا چند سطر خاطره
از دکه قرمز زیر پله
نصفه نانی و قالب پنیری
را چند تکه ای نجویده قورت میدادم
هوس گم شده آن روزها را دارم
دلم برای بچه سادگی ان روزها تنگ شده
کسی مرا به خواب آنروزها میهمان کند!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱ ب.ظ توسط حبیب تاری وردیان
|