مرا ببوس
مرا ببوس ای سریده بر گونه ها
مرا ببوس ای عطش سوز دشت رسوایی
مرا ببوس ای کابوس چشم آخرین یتیم
مرا ببوس ای به خون نشسته لاله زار
مرا ببوس ای نسیم سریده از دامن سرخستان
مرا ببوس ای طپیده در هر کوی و برزن
مرا ببوس ای باد
مرا ببوس ای جاری همیشه در شهر اولین ها
مرا ببوس ای باد سخرگاهی 
جان میدهی
بر کالبد به خواب رفته شهرم
میبری هر دود و هر دم
تبریز را با این وزیدن هایش دوست میدارم
تبریز را با باران ها و تگرک خای شبانه ناگهانیش دوست میدارم
تبریز را برای تبریز بودنش دوست میدارم